تبليغاتX
(¯`·• ابوالفضل محمدی •·´¯) - کوله بار عکس

(¯`·• ابوالفضل محمدی •·´¯)

× به سرزمین شعر و عکس خوش آمدید welcome ×

 

      بهترینها

 

شیشه ای می شكند . یك نفر می پرسد: چرا شیشه شكست؟ 

 مادری می گوید !

 شاید این رفع بلاست یك نفر زمزمه كرد . باد سرد وحشی 

 مثل یك كودك شیطان آمد . شیشه ی پنجره را زود شكست . 

كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرورمی شكست . 

عابری خنده كنان می آمد، تكه ای از آن را بر می داشت. 

 مرحمی بر دل تنگم می شد . امشب اما دیدم هیچ كس هیچ نگفت 

 قصه ام را نشنید از خودم می پرسم ! آیا ارزش قلب من از 

 شیشه ی پنجره هم كمتر است؟

ابوالفضل محمدی

 

 ابوالفضل محمدی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت10:8توسط ابوالفضل | |